خرید بک لینک

نمی شوی هیچ گر به مسجد و دیر و کلیسا و بتخانه روی

تو آن دمی آدم شوی که اندکی در اندیشه خویش روی

برچسب: نویسنده: بنیامین رفیعی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 22:21

هر قطره ایی را عنایت کردیم دریا شد

هر هیچ را رحمت بخشیدیم بیش شد

این هستیم ما هر که به ما واصل شد

که او را عزت بخشیم و او پادشاه شد

برچسب: نویسنده: بنیامین رفیعی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 17:46

ما خراب تو هستیم کاشانه به چکار آید

ما دیوانه ی تو هستیم عقل به چکار آید

کاشانه و عقل و منطق را بگذار به خاک

ما تو را خواهیم عالم و اهلش به چکار آید

برچسب: نویسنده: بنیامین رفیعی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 17:46

بر سر بازار رسوای دل خویشیم

با ساز خود و سوز دل خویشیم

که چه کرد با ما عشق و مهر تو

شاد و مست از داغ دل خویشیم

برچسب: نویسنده: بنیامین رفیعی تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 0:55

اسیر میخانه یاریم به کجا رویم

به دام او گرفتاریم به کجا رویم

نه توان دل کند و نه توان رفت

خوشتر ز این مکان به کجا رویم

برچسب: نویسنده: بنیامین رفیعی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:10

ای دستگیر عالمین حاجت ما چیست

روا باشد به عشق تو درمان چیست

که مهر تو اعجاز کند ما را از هیچ هیچ

شاه کند و درمان ما تو بهشت چیست

برچسب: نویسنده: بنیامین رفیعی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:10

بوی بهار ز بوی زلف یارم

رنگ بهار ز روی ماه یارم

بهار من نگار من جان من

تویی صفای من ای یارم


برچسب: نویسنده: بنیامین رفیعی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:10

ز زلالی روی تو خداوند را دیدم

ز رحمت تو بنده خداوند شدم

وگرنه من کجا و جلوات کبریایی

تو مرا پسندیدایی که این شدم


برچسب: نویسنده: بنیامین رفیعی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:10

میلی به دنیا و اهلش نیست

چون در دلم فقط مهر علیست

برچسب: نویسنده: بنیامین رفیعی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:10

هیچ وقت نتوانم لب باز کنم با تو

از عشق خویش به تو گویم با تو

باید سوخت و زندگانی را چرخاند

تا جان به جان آفرینم در فراق تو

برچسب: نویسنده: بنیامین رفیعی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:10

عشق خود را از این دل شیدای ما مگیر

خود که نیستی در کنارم خیالت را مگیر

بگذار زندگانی کنم با این عشق و خیال

که روزی باز خواهی گشت و این را مگیر

برچسب: نویسنده: بنیامین رفیعی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:10

بلبلم و در زمستان به سر می برم

عمرم را بی حاصل به سر می برم

درد ما را درمانی نباشد جز نازنین

آن که جانم را پیشکشش می برم

برچسب: نویسنده: بنیامین رفیعی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:10

گر بگیری تو دستم دگر چه خواهم ای هستم

گر روا کنی حاجتم دگر تمنایی ندارم ای هستم

که هست وجودم از لطف بی وجود تو خواهد بود

که وجودی وجودم در وجودت هستش ای هستم

برچسب: نویسنده: بنیامین رفیعی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:10

تلخ است عجب شراب اما در کام من شیرین

سخت است راه عشق تو اما بر من شیرین

که تو باشی مقصود و عالم نزد من چیست

سختی ها را گذرم که نزد تو هستم شیرین

برچسب: نویسنده: بنیامین رفیعی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:10

صفحه بندی